حفظ ارزش پول ملّی
دکتر سید محمود کاشانی[1]
چکیده
افزایش شدید نرخ ارزهای خارجی، سکّة طلا و دیگر کالاها در برابر ریال، بحران اقتصادی و اجتماعی بیسابقهای را در کشور به بار آوردهاست. از هنگام آشکار شدن تکانههای این پدیدههای نگرانکننده، به ریشهیابی افزایش بهای این اقلام پرداخته نشده است. مقامات دولتی به جای برخورد مؤثر با عوامل کاهش ارزش پول با تعیین نرخهای غیرواقعی دلار از طریق فروش ارزهای خارجی کشور با قیمتهای نازل به دنبال آرام کردن فضای اقتصادی برافروختۀ جامعه و تأمین نیازهای عمومی مردم هستند. از سوی دیگر توزیع آنچه «بستههای حمایتی» نامیده شده و یا بکار گرفتن روشهایی خارج از استانداردهای قضایی برای آرام کردن بازار ارز، سکه و کالاها چیزی جز برخورد با پیامدهای کاهش شدید ارزش پول ملی کشور نیست و این روشها در درازمدت و حتی کوتاهمدت نمیتوانند کارساز باشند. در این نوشته به مبانی حقوقی تکلیف دولتها در حفظ ارزش پول ملّی و روشهای ناکارآمد متصدیان دولتی برای حفظ قدرت خرید مردم و سرانجام دلایل کاهش ارزش پول ملی پرداخته شده است.
1- پیشینة حقوقی پول کاغذی
از هنگامی که اسکناس بهعنوان پول رایج در کشورهای اروپایی بکار گرفته شد، مفهوم حقوقی آن دچار دگرگونیهایی شده است. چه در فرانسه و یا در دیگر کشورها، مدت زمان طولانی در دست داشتن اسکناس به دارندة آن این حق را میداده است که از بانک منتشر کنندة آن معادل ارزش آن، سکّه طلا مطالبه کند و این امر روی اسکناسها نوشته میشدهاست. وزن این فلزات گرانبها که بهصورت سکّة طلا درمیآمده از سوی قانون تعیین میشدهاست؛ بنابراین اسکناس به درخواست دارنده آن، قابل تبدیل به پشتوانهاش بوده است و بانک منتشرکننده اسکناس موظف بوده بیدرنگ پس از درخواست دارنده، سکّه طلا معادل آن را تسلیم کند؛ پیامد قابل تبدیل بودن اسکناس به پشتوانة طلا این بود که در پیشآمدهای بحرانی بهویژه در دوران جنگ، دارندگان اسکناس و پولهای کاغذی به بانکها بروند و سکّههای طلا را از بانکها مطالبه کنند و صفهای طولانی در برابر گیشههای بانکها به وجود آید که برای بانکها پذیرش چنین درخواستهایی امکانپذیر نبود زیرا صندوق بانکها را از این فلزات گرانبها تهی میکرد؛ دولتها تصمیم گرفتند رابطة اسکناس را از پشتوانة آن قطع کنند و اسکناس دیگر قابل تبدیل به طلا نباشد. در همین راستا قانون یکم اوت 1914 در فرانسه، رواج اجباری اسکناس را اعلام و آن را غیرقابل تبدیل به فلزات گرانبها شمرد.[2]
از آن پس ارزش اسکناسهای کاغذی رنگارنگ، وابسته به «قدرت خرید» آنها بود ولی از آنجا که دولتها برای پرداخت بدهیهای خود اختیار چاپ اسکناس را دارند با افزایش میزان اسکناسهای در گردش، بهای کالاها افزایش مییابند. عوامل روانی هم در این زمینه تأثیرگذارند. ارزش پول اصولاً تابعی است از اعتماد عمومی به «قدرت خرید» آن. اگر باور عمومی به هر دلیل بر این باشد که بهای کالاها در آینده نزدیک افزایش مییابند، اشخاص میکوشند تا جایی که ممکن است دست به خرید غیرمنقول، جواهرات، طلا و ارزهای خارجی بزنند تا ارزش پول خود را حفظ کنند ولی همین امر به افزایش بیشتر بهای این اقلام میانجامد؛ بنابراین دولتها مکلفند اقتصاد کشور و امور مالی را چنان مدیریت کنند که ارزش پول ملّی حفظ شود. از همینرو بند «ب» ماده یکم قانون پولی و بانکی کشور مصوب سال 1351 ارزش برابری ریال به طلا را چنین مقرر کرده است:
«یک ریال برابر یکصد و هشت هزار و پنجاه و پنج ده میلیونیم 0108055/0 گرم طلای خالص». در بند «ج» همین ماده افزوده شده است: «تغییر برابری ریال نسبت به طلا به پیشنهاد بانک مرکزی ایران و موافقت وزیر دارایی و تأیید هیأت وزیران و تصویب کمیسیونهای مجلسین میسّر خواهد بود». بند «ب» ماده 10 این قانون نیز تصریح کردهاست: «هدف بانک مرکزی ایران حفظ ارزش پول و موازنة پرداختها و تسهیل مبادلات بازرگانی و کمک به رشد اقتصادی کشور است».
هر چند رابطه اسکناسهای رایج که بانک مرکزی منتشر میکند با پشتوانة طلای آن قطع شده و پول ملی دارای «رواج اجباری» است ولی بند «ب» ماده یکم قانون پولی و بانکی سال 1351 در زمینه برابری ریال با رقمی از طلا و الزام بانک مرکزی به حفظ ارزش پول ملی و موازنة پرداختها در جای خود، برای آن هستند که قدرت خرید پول ملی حفظ گردد و نظم پولی و اقتصادی کشور برقرار بماند.
2- روشهای دستوری و غیرقانونی
قطعاً بانک مرکزی و مقامات دولتی نباید به دنبال روشهای دستوری برای تعیین بهای ارزهای خارجی و یا کالاها و خدمات باشند. قدرت خرید پول ملی خواه برای ارزهای خارجی و یا کالاها و خدمات، برآیندی از شیوة مدیریت اقتصاد و ادارۀ کشور از سوی دولت و برقراری حکومت قانون در کشور است. از همینرو پس از نوسانهای شدیدی که در ارزش پول ملی کشور در ماههای اخیر به وجود آمد، تعیین دستوریِ نرخ ارز از سوی مقامات دولتی و بانک مرکزی نتوانست به کاهش بهای کالاها و خدمات و ثابت نگاه داشتن قیمتها کمکی کند و همین کاهش ارزش پول ملی و روشهای دستوری، پدیدههایی چون گرانفروشی و احتکار کالاهای وارداتی را نیز در پی داشتهاند. بکار گرفتن روشهای کیفری و «تعزیراتی» و بازداشت و زندانی کردن متهمانِ این اعمال نیز هر چند نتایج موقّتی داشته باشند، روش مطلوب و دائمی برای اداره کشور و ایجاد ثبات در قیمتها و توازن درآمدها و هزینههای شهروندان نیست. روشهای غیرقانونی و دستوری که مقامات دولتی بکار گرفتهاند چنین بودهاند:
الف- فروش سکّه
از ماههای پایانی سال 1396 و سپس در آغاز سال 1397 و در پی تصمیمهای خلافِ قانون اساسی، دولت و مجلس در تصویب لایحة بودجة سال 1397 که در آن استقراضهای سنگین پیشبینی شده بود، ارزش پول ملی کشور دچار نوسان شد و قدرت خرید آن رو به کاهش نهاد. دولت و بانک مرکزی برای برطرف کردن نگرانیهای مردم از کاهش ارزش پول ملی به جای بکار گرفتن روشهای اصولی، به عرضة سکههای طلا دست زدند تا صاحبان سپردههای بانکی بتوانند با تبدیل پولهای خود به طلا از کاهش قدرت خرید پولهای خود در امان بمانند. مردم به بانکهای عامل برای خرید سکّة طلا هجوم بردند که یادآور صفهای طولانی دارندگان اسکناسها در قرن نوزدهم در برابر بانکها برای تبدیل اسکناسهای خود به طلا بود. پیامد این اتفاق آن بود که میلیونها قطعه سکّه و ذخایر طلا و پشتوانة پول ملی کشور به خریدارانی فروخته شد که نگران کاهش ارزش داراییهای خود بودند. تا آنجا که روز 14 تیر 1397 رئیس پلیس تهران خبر از دستگیری مردی 58 ساله به نام «سلطان سکّه» داد و افزود وی در مدت 10 ماه، 2 تُن سکه جمعآوری کرده است. وی همچنین روز 26 تیر افزود 50 نفر از خریداران عمده سکّه در دست پلیس هستند.
دادستان تهران نیز روز 9 مرداد خبرهای تکاندهندهای در همین زمینه داد. به گفتة وی: «تعهد دولت به تحویل 62 تن طلا، حاصل از پیشفروش سکّه، تعهدی سنگین است و با اشاره به اظهارات مسئول اتحادیه طلا و جواهر مبنی بر اینکه بیش از 200 تن طلا نیز در منازل است، افزود این ارقام زنگ خطری برای اقتصاد کشور محسوب میشود. چرا که این پیشفروش سکّه با هدف جذب نقدینگی و کاهش تقاضای دلار انجام گرفت اما اثر عکس داشتهاست» (روزنامه اطلاعات، 9 مرداد 1397).
تصمیمهای غیراصولی دولت و بانک مرکزی با هر انگیزهای، در واقع بازگشت به دوران قابل تبدیل بودن اسکناس و پول ملّی کشور به پشتوانة طلای آن و نقض آشکار وظیفه و هدف از تأسیس بانک مرکزی در «حفظ ارزش پول» و ناسازگار با قاعدة رواج اجباری اسکناس بودهاست که در بند «الف» ماده 4 قانون پولی و بانکی ایران مصوب سال 1351 چنین مقرر کرده است: «تعهد بانک مرکزی ایران در مقابل اسکناسها و یا سکّههای فلزی منتشر شده، منحصر به پرداخت پول رایج کشور خواهد بود».
ب– فروش دلار با نرخ 4 هزار و 200 تومان
کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی، همچنین سوءاستفاده از اهرم سرمایههای ارزیِ دولت را در پی داشت. در حالی که در خردادماه سال جاری هر دلار، مرزهای قیمتهای سابق را درنوردید و به رقم حدود 8 هزار تومان رسیده بود و آهنگ شتابان آن افزایش داشت، مقامات دولتی باز هم به جای تلاش برای حفظ ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم، راه فروش ارز با قیمتهای غیرواقعی را به واردکنندگانِ کالاهای خارجی در پیش گرفتند. این تصمیم مغایر قوانین لازمالاجرای کشور و فساد برانگیز بود تا آنجا که رئیس اتاق بازرگانی تهران در نامهای به رئیسجمهور به تاریخ 10 خرداد 1397 و پیش از آنکه پیامدهای این تصمیم آشکار شود از آن انتقاد کرد. به نوشته وی:
«تخصیص ارز 4200 تومانی به کالاهای وارداتی نه فقط در شرایط کنونی مشکلات دولت و بانک مرکزی را افزایش خواهد داد بلکه در میانمدت با افزایش تقاضای واردات، مدیریت دولت را با مشکل مواجه خواهد کرد. لذا پیشنهاد میشود نرخ مذکور فقط برای واردات کالاهای اساسی، سرمایهای و واسطهایِ تولید اختصاص یافته و الباقی واردات، با نرخ توافقی از محل ارز حاصل از صادرات غیرنفتی تأمین شود».
و در بند دیگری از این نامه در زمینه تأمین ارز کالاهای غیرضروری و مصرفی پیشنهاد شده است:
«تأمین ارز این گروه از کالاها با فعالیت مجدد صرافیهای مجاز، به این صرافیها واگذار شود تا از محل ارز حاصل از صادراتِ غیرنفتی (به استثنای محصولات پتروشیمی و میعانات گازی) و بهصورت توافقی، بانک مرکزی بتواند مدیریت بازار آزاد را مجدّداً در دست گیرد و از افزایش کاذب نرخ ارز در بازار آزاد سریعاً جلوگیری به عمل آورد. ضمن اینکه با اتخاذ این سیاست و بهطور تدریجی، اختلاف نرخ ارز رسمی و بازار کاهشپذیر خواهد بود» (روزنامه اطلاعات، 10 خرداد 1397).
به رغم الزامات روشن قانونی و این پیشنهادِ مشخص، مقامات دولتی راه فروش دلار به نرخ 4200 تومان را در پیش گرفتند و با تبلیغ این فکر موهوم که با تعیین این نرخِ دلار برای واردات، بازار ارز و طلا کنترل خواهد شد، چوب حراج به سرمایههای ملی کشور زدند. آقای نوبخت معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه روز 4 تیر گفت:
«مقدار منابع ارزی بیش از مصرف است و هر کس نیاز به ارز دارد میتواند دلار 4200 تومانی خرید کند ولی در مقابل باید کالایی که با استفاده از آن ارز تهیه شده را مشخص کند. با وجود پیشبینیهای دولت، نباید وَلَعی در بین باشد که به تضعیف پول ملی کشور در مقابل دلار و سایر ارزها منجر شود. امروز کشور به کمک همه افراد نیاز دارد تا بتواند بر مسائل و مشکلات غلبه کند…».
وی همچنین روز 6 تیر از ارقام نجومی ارزهای پرداخت شده پرده برداشت و گفت:
«دولت تلاش خود را برای تقویت پول ملی انجام میدهد. دولت برای تقویت پول ملی، نرخ ارز را 4200 تومان تعیین کرد و از ابتدای سال تا سوم خردادماه بیش از 11 میلیارد دلار ارز پرداخت شده که بیش از 21 درصد از مدت مشابه سال قبل بودهاست».
وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا وضع اقتصادی امروز حفظ خواهد شد و قیمتها به قبل بازخواهد گشت گفت: «تمامی کالاهایی که با ارز 4200 تومانی یا 3800 تومان وارد شدهاست اگر با رقمهای غیرواقعی ارز محاسبه شود، قاچاق است و حتماً باید کاهش یابد».
در حالیکه فروش ارز به نیمی از بهای واقعی آن در جای خود تصرف غیرقانونی در اموال دولتی بودهاست آقای اسحاق جهانگیری که دلار 4 هزار و 200 تومانی به نام وی ثبت گردید، روز 5 تیرماه 1397 در جلسة بررسی مسائل اقتصادی و ارزی کشور گفت: «نخواهیم گذاشت کوچکترین رانت و فسادی در اینباره ایجاد شود. در شرایط کنونیِ کشور با کسانی که بخواهند با ایجاد فساد به نظام اقتصادی کشور آسیب وارد کنند، محکم و به طور جدّی برخورد خواهد شد. ایجاد امنیت و آرامش اقتصادی خواست مردم و همة فعالان اقتصادی است. از وزارت صنعت و معدن و تجارت، بانک مرکزی و گمرک جمهوری اسلامی میخواهم تا با اطلاعرسانی کافی و بههنگام در مورد نحوة تأمین ارز و ترخیص کالا، شفافیت لازم را برای ممانعت از بروز فساد و جلوگیری از طرح ادعاهای خلاف علیه اقدامات دولت دربارة تأمین ارز مورد نیاز کشور به وجود آورند».
در همین جلسه وزیر صنعت و معدن و تجارت نیز با پیشبینی سوءاستفاده از تخصیص ارز با قیمت غیرواقعی افزود: «مجموعه این شرایط که در نظام ارزی کشور وجود دارد و سیاستهای تجاری دیکته شده باعث میشود که به مجموعه کالاهایی با ارز 4200 تومان تخصیص اعتبار شده برسیم که وارد کشور میشوند؛ هرچند ممکن است این موضوع عملی نباشد که 5000 قلم کالا را زیر نظر نظام تعزیرات ببریم. به همین دلیل گروهبندی کردیم و نیازهای اصلی مردم اگر بیشتر از قیمت تعیینشده به فروش برسند واحدهای عرضهکننده را پُلمپ میکنیم تا کسی نتواند از قیمتگذاری تعیینشده تخطّی کند».
در حالیکه مقامات دولتی با نادیده گرفتن پیامدهای واگذاری رانت ارزی به گروهی از سودجویان، از صدا و سیما بهرهبرداری یکسویه کردهاند در همین روز رئیس مجمع کارآفرینان ایران به این تصمیم دولت اعتراض کرد و گفت:«تنها راهِ برونرفت از دسیسههای اقتصادی دشمنانِ نظام، حمایت تشویقی از تولید ملی، مدیریت آرامشبخش افکارِ عمومی و برخورد قاطع با سفتهبازان ارزی است. دولت باید منابع ارزی کشور را بهصورت هدفمند صرف حمایت از تولید ملی و افزایش اشتغال صنعتی کند و بهشدت مصارف غیرضروری ارزی را کاهش دهد… وی از مسئولان و عقلای نظام و چهرههای شاخص فرهنگی و اجتماعی درخواست کرد تا به جای دامن زدن به رکود و تورم اقتصادی، مردم را به حمایت از کالای داخلی تشویق کنند»( روزنامه اطلاعات، 5 تیر 1397).
این در حالی است که فروش ارز و سرمایههای ملی کشور به بهای کمتر از نیمی از نرخ واقعی آن پیامدی جز دامن زدن به واردات بیرویة کالاهای مصرفی و آسیب رساندن به تولید داخلی نداشته و با شعارهای دائمی دولتمردان در حمایت از تولید داخلی و اقتصاد مقاومتی ناسازگار است.
3- پیامدهای تخصیص دلار 4 هزار و 200 تومانی
هنگامی که ارزهای دولتی به کمتر از نیمی از بهای واقعی آن برای واردات کالاهای مصرفی عرضه شدند، هجوم سودجویان برای خرید این ارزها و به چنگ آوردن سودهای بادآورده به بانکهای عرضهکننده آغاز شد. بهسادگی قابل پیشبینی بود که فروش ارزهای دولتی به چنین بهای نازل، زمینهساز رانت و فساد است. این حقیقت نیز روشن بود که زدن چوب حراج به سرمایههای ملی نمیتواند از کاهش شتابان ارزش پول ملی پیشگیری کند. سرانجام پیامدهای اینگونه تخصیص ارز آشکار شد و در رسانهها بازتاب یافت. رئیس پلیس تهران روز 7 تیر 1397 گفت:«از سوی سازمان تعزیرات لیست 35 شرکت که با دریافت ارز دولتی کالایی وارد کرده و آن را به قیمت دو برابر فروختهاند یا کالایی وارد نکرده یا کالاهایی را وارد کرده و احتکار کردهاند، ارسال شدهاست. در پیگیری از یکی از این شرکتها مشخص شد که بیش از 22 میلیون یورو ارز با نرخ دولتی دریافت کردهاست اما کالای وارداتی را که تلفن همراه یک برند خاص است با قیمت دو برابر به فروش رساندهاست. این شرکت تحت پیگرد قرار گرفتهاست».
در خبر دیگری در همین روز وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام کرد: «اولین بازرسی تعزیراتی از یکی از شرکتهای واردکننده تلفن همراه صورت پذیرفت و بنا بر گزارش دریافتی، شرکت مزبور حدود 20 هزار گوشی آیفون وارد کرده که 15 هزار دستگاه آن را یکجا و با 2 میلیون تومان گرانتر از حد معمول به یک شرکت واگذار کرده و 5 هزار گوشی را در انبار موجود داشتهاست».
با انتشار این خبرها، خبرگزاری فارس نیز روز 9 تیرماه به نقل از وزیر ارتباطات گزارش داد: «این وزارتخانه، لیستی از تمام شرکتهای واردکننده تلفن همراه که ارز دولتی گرفتند و شرکتهایی که با این ارز گوشی وارد کردهاند در بازۀ اول فروردین تا 29 خردادماه 97 را منتشر کرد. این فهرست از گُم شدن 145 میلیون یورو دولتی در واردات قانونی موبایل پرده برداشت».
در همین گزارش، مشاور رئیسجمهور با آشکار شدن پیامدهای زدن چوب حراج به سرمایههای ملی افزوده است: «ارز ندادهایم یکسری کلاهبردار جیب خودشان را پُر کنند و مردم جنس را با دلار هفت، هشت هزارتومانی خریداری کنند. دولت باید اکنون با استفاده از سازمان حمایت از مصرفکننده و تولیدکننده یک نظارت قاطع برای دلارهایی که داده اعمال کند. باید کالای دلارهایی که دولت ارزان دادهاست، با قیمت ارزان به دست مردم برسد. اگر قرار باشد عدهای در اینجا کلاهبرداری یا سودجویی کنند به نظرم باید با اینها بدون گذشت برخورد شود».
سرانجام در پی فشار افکار عمومی برای پی بردن به اینکه با این ارزهای ارزان چه کالاهایی وارد شدهاند خبرگزاری فارس روز 11 تیرماه 1397 فهرست بلند بالایی از کالاهای مصرفی را در 52 صفحه بازتاب داد. آقای روحانی رئیسجمهور نیز از رقم سنگین ارزهای تخصیص داده شده برای اینگونه کالاهای وارداتی چنین خبر داد: «مردم ایران بهترین ناظر هستند. بانک مرکزی در روزهای اخیر فهرست حدود 13 میلیارد دلاری را که به واردکنندگان تخصیص داده شده، منتشر کردهاست» (روزنامه اطلاعات، 13 تیر 1397).
البته فهرست مورد اشارۀ آقای روحانی، همان فهرست کالاهای مصرفی است که با ارزهای نیمبها وارد شده و روز 11 تیرماه در خبرگزاری فارس بازتاب یافتهاست ولی فهرست نامهای گیرندگان این ارقام نجومی ارزهای دولتی و هویت آنان هنوز انتشار نیافتهاست. سرانجام روز 3 مرداد 1397 معاون اول قوه قضاییه در یک کنفرانس خبری دربارة میزان ارزهای تخصیص داده شده و تخلفات دریافتکنندگان این ارزها گفت:«بعد از 21 فروردین که ارز دولتی با قیمت 4 هزار و 200 تومان مصوّب شد، بیش از 50 میلیارد دلار ارز تخصیص یافتهاست و متأسفانه افرادی در مظانّ اتهام قرار دارند که این پرونده در حال رسیدگی است. وی ادامه داد تخلفات رُخ داده در این حوزه سه بخش است. یکی اینکه برخی از افراد به ازای ارز دولتی دریافتی، کالا وارد نکردهاند. کسانی که باید ارز را برای کالاهای خاص هزینه میکردند یا کالای دیگر و حتی برندهای دیگر را وارد کردند و دسته دیگر افرادی که ارز دریافتی را هزینه واردات نکردند… برخی افراد بازداشت شده شبکهای برای خود داشتند و حتی در بررسیهای انجامشده با افرادی مواجه شدیم که به نام آنها حساب باز شده و گردش مالی بالایی نزدیک به 800 میلیارد[تومان] و بالاتر داشتهاند ولی در تحقیقات تکمیلی، این افراد اعلام کردند که اصلاً از این مبالغِ کلان اطلاعی نداشته و تنها حسابی را باز کرده و دسته چک سفید امضایی را در اختیار افرادی قرار دادهاند. اگرچه این افراد از گردش مالی کلان اطلاع نداشتهاند ولی در اختیار قرار دادن حساب بانکی و دسته چک سفید امضا به افراد دیگر نوعی تخلف است. ضابطان قضایی به من اعلام کردند که هنگام رصد حسابهای بانکی که گردش مالی بالایی داشتند به مواردی برخورد کردند که در این حسابها، حتی شماره تلفن پیامکی بانک به نام صاحب حساب نبوده و تلفن سَر شبکۀ این گروه بهعنوان شماره تلفن پیامکی ثبتشده و صاحب امضا حتی از ورود و خروج پولها نیز بیاطلاع بوده است» (روزنامه اطلاعات، 3 مرداد 1397).
دادستان تهران هم از بازداشت 65 نفر و ممنوعالخروجی 106 نفر از متهمان این پروندهها خبر داد و افزود از این تعداد 53 متهم در پروندههای ارزی و واردات گوشی تلفن همراه و 12 نفر در پرونده واردات اتومبیل بازداشت شدهاند. وی افزود این متهمان نمیتوانند به صِرف پرداخت جریمه گرانفروشی بر اساس قانون تعزیرات حکومتی از مسئولیت خطیر خود در ایجاد وضع بحرانی در حوزة ارز واردات کالا شانه خالی نمایند و افزوده است این اقدامات مشمول قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور مصوب 1369 است که بر طبق بند «ب» از ماده یک آن، گرانفروشی کلان، احتکار عمده ارزاق یا سایر نیازمندیهای عمومی دارای مجازات پنج تا بیست سال حبس و ضبط اموال حاصل از اعمال مجرمانه است (خبرگزاری فارس، 17 مرداد 1397).
هنگامی که مقامات دولتی به رغم روند کاهش شتابان ارزش پول ملی، ارزهای دولتی را به نیمی از بهای آن بیحساب و کتاب به واردکنندگان کالاها و یا حتی به افراد بیهویتی به فروش میرسانند و انواع کالاهای مصرفی وارد مرزهای کشور میشوند، چگونه میتوان انتظار داشت این اقلام وارداتی به زیر قیمت روز فروخته شوند؟
از سوی دیگر هر چند دولت ارزهای خود را برای وارد کردن این کالاهای مصرفی به کمتر از قیمت روز فروخته ولی هیچ نرخی از پیش، برای فروش این کالاها تعیین نکردهاست؛ بنابراین فروش این اقلام وارداتی به قیمتهای روز امری طبیعی است. حتی اگر دولت برای همة این اقلام وارداتی دست به تعیین نرخ برای فروش بزند ولی این نرخها زیر قیمت واقعی باشند، باز هم طبیعی است کسانی که این کالاها را خریداری میکنند، این نرخها را رعایت نمیکنند و این کالاها را در معاملات بعدی به قیمت روز عرضه کرده و به فروش میرسانند؛ زیرا دولت باید برای اینگونه روشهای کنترل قیمتها یک ارتش سازمانیافته از بازرسان را بسیج کند تا قیمتهای خرید و فروش کالاها را در همه معاملات کنترل کند. این واقعیت چنان روشن است که یکی از مؤلّفان برجستة حقوق فرانسه 50 سال پیش، نرخبندی کالاها از سوی دولت را چنین توصیف کرده است:«دولت نرخهایی را برای کالاها تعیین میکند ولی این نرخها رعایت نمیشوند. به ناچار نرخهای جدیدی را اعلام میکنند ولی این نرخها هم به سرنوشت همان نرخهای سابق دچار میشوند. به این ترتیب تصمیمگیریهای دولت در نرخبندی کالاها به عملیات کودکانی شباهت دارد که با کوششهای خستگیناپذیر در ساحل دریا، ساختمانهای شنی بنا میکنند و دریا هم با هر جَزر و مَدّ خود این ساختمانها را به کام خود میکشد و اثری از آنها بر جای نمیگذارد. برقراری عدالت در روابط اقتصادی و برقراری قیمتهای عادلانه در معاملات در درجة اول به وجدان و اخلاق عمومی یک جامعه بستگی دارد و الاّ چه قانونی میتواند عدالت را در بازاری که در پستوی مغازههای دزدان بر پا شده است برقرار کند».[3]
در هر حال هرگونه پیگرد متهمان عناوین مجرمانه گرانفروشی و احتکار مانند دیگر اتهامهای کیفری لزوماً باید با رعایت تشریفات آیین دادرسی کیفری، بیتبعیض و در فرآیند یک دادرسی عادلانه انجام شود. این تکلیفی است که اصل 156 قانون اساسی برعهدة قوه قضاییه نهاده و از تکالیف بینالمللی دولتهاست. هرگونه انحراف از موازین قانون آیین دادرسی کیفری و هرگونه تبعیضی با هر دستاویزی در پیگرد کیفری اینگونه اتهامها زمینهساز بیاعتباری احکام صادره خواهد بود؛ و البته دولت و مجلس نیز چنانکه خواهم گفت تکلیف دارند با حفظ ارزش پول ملی و رعایت قواعد عرضه و تقاضا در بازار کالاها با ریشههای جرمهای گرانفروشی و احتکار برخورد کنند.
4- تخلّف از الزامات قانونی
حقوقدانان فرانسوی، ماهیت حقوقی اسکناس رایج را «مال منقول عینی» شمردهاند. این اندیشه که در دست داشتن اسکناس، سند طلب دارندة آن از بانک مرکزی است، منسوخ شده است. ارزهای خارجی نیز که رواج قانونی ندارند، مال منقول عینی و در واقع کالا شمرده میشوند.[4] از همینرو بند «ج» ماده 11 قانون پولی و بانکی کشور مصوب 1351، «نگاهداری کلیه ذخایر ارزی و طلای کشور» را از وظایف بانک مرکزی دانستهاست. آییننامه معاملات دولتی مصوب 27/12/1349 موضوع ماده 72 قانون محاسبات عمومی کشور که آخرین متن آن در 11/7/1372 به تصویب رسیدهاست در ماده 38 آن، معاملات عمدۀ اموال دولتی را از طریق انتشار آگهی مزایدۀ عمومی و با رعایت تشریفات مذکور در این آییننامه دانستهاست.
در خلال چهار دهة گذشته مدیران بانک مرکزی، ارزهای خارجی کشور را در مراکز معینی عرضه کرده و با نرخهایی پایینتر از نرخهای آزاد به ریال تبدیل کردهاند. دولتها و مجلسها هم این روش را تأیید و یا در برابر آن چشمپوشی کردهاند. بانک مرکزی نمیتواند ارزهای خارجی را با تشخیص خود و با نرخهای دلخواه و یا زیر قیمت واقعی آن به هر کس میخواهد بفروش رساند. به دیگر سخن، بانک مرکزی برای فروش ارزهای خارجی خود باید با انتشار آگهی مزایده، از صرافیها و دیگر خریداران دعوت کند و با رعایت تشریفات مذکور در آییننامه معاملات دولتی، هر میزان ارزی را که قصد فروش آن را دارد در یک مزایدة عمومی برای حفظ حقوق دولت به بالاترین قیمت بفروشد.
ماده 598 قانون مجازات اسلامی نیز هر یک از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمانها را که وجوه نقدی یا سایر اموال متعلق به هریک از سازمانها را مورد استفاده غیرمجاز قرار دهد، بی آنکه قصد تملّک آنها را به نفع خود یا دیگری داشته باشد «متصرف غیرقانونی» شمرده و افزون بر جبران خسارات، مشمول کیفرهایی دانسته است. ارز 4 هزار و 200 تومانی برای واردات کالاهای اساسی نیز که آقای روحانی رئیسجمهور در گفتگوی خبری خود با صدا و سیما روز 16 مرداد 1397 از آن خبر داد مبنای قانونی ندارد. به گفته وی: «پرداخت ارزی که برای کالاهای اساسی به میزان 4200 تومان اختصاص مییابد، ادامه خواهد داشت و مردم باید بدانند که حداقل تا پایان فروردین سال آینده این نرخ 4200 تومان برای کالاهای اساسی تغییری نخواهد کرد و کالاهای اساسی در این بسته، بازتر از کالاهای اساسی موردنظر مردم است. باید بهصورت شفّاف به مردم گفته شود که ارز 4200 تومانی به چه کسانی و چه شرکتهایی اختصاص داده شده و بناست چه کالاهایی وارد کنند و قرار ما با همۀ وزرا این شد این ارز 4200 تومانی که در واقع یارانهای است تا رسیدن به دست مصرفکننده همه بروند کار نظارت کنند و همه دستگاههای نظارتی باید با هم همکاری داشته باشند تا کالاها با قیمت موردنظر به دست مردم برسد تا خیال مردم راحت باشد» (روزنامه اطلاعات، 17 مرداد 1397).
این تصمیم رئیسجمهور نیز پرسشبرانگیز است. اگر دولت میخواهد ارز 4200 تومانی را بهعنوان یارانه به مردم پرداخت کند، باید در بودجه سالانه و یا بودجه متمّم به تصویب مجلس برسد و نمیتواند به تصمیم خود یارانه پرداخت کند. از سوی دیگر این ارز به نوشته خبرگزاری «تسنیم» روز 16 مرداد 1397 برای 25 قلم کالا در نظر گرفته شده که واردکنندگان پارهای از آنها پیش از این ارز 4200 تومانی گرفته و بحرانی در کشور ایجاد کردهاند؛ بنابراین اگر دولت میخواهد یارانه به مصرفکنندگان بدهد به فرض گرفتن مجوّز قانونی از مجلس باید این کالاها را از سوی سازمانهای دولتی مربوط وارد کند و در دسترس مصرفکنندگان قرار دهد. مدیریت اقتصاد یک کشور از طریق پرداخت یارانه، روشی زیانبار، شکستخورده و فسادبرانگیز است. اگر حکومت قانون در کشور ما برقرار میشد، هرگز اقتصاد، امور مالی و گذران زندگی مردم با چنین بنبستی روبرو نمیشد. در هر حال تخصیص ارز به کمتر از نیمی از ارزش معاملاتی آن به گروهی از اشخاص مبنای قانونی ندارد و به گرانفروشی و احتکار کالاهایی را که با چنین ارزهایی وارد کشور میشوند نیز دامن خواهد زد. اکنون به دلیل کاهش دائمی ارزش پول ملی، بهای دلار و دیگر ارزهای خارجی رشد فزایندهای یافته و تخصیص ارز با نرخ 4200 تومان جاذبة بیشتری پیدا کرده و باب فساد و سوءاستفاده را در نظام بانکی کشور گشوده است. در همین راستا روز 4 دی 1397 از «دستگیری عناصر شبکۀ نفوذ در سیستم بانکی و ارزی کشور توسط وزارت اطلاعات» خبری به شرح زیر انتشار یافت: «روابط عمومی وزارت اطلاعات از دستگیری عناصر شبکه نفوذ در سیستم بانکی و ارزی کشور در استانهای سیستان و بلوچستان، تهران، مازندران، قم، کرمان و اصفهان خبر داد. در گزارش روابط عمومی وزارت اطلاعات آمده است: سربازان گمنام امام زمان (عج) در استانهای، سیستان و بلوچستان، تهران، مازندران، قم، کرمان و اصفهان در اقدامات هوشمندانه و پیچیده اطلاعاتی– عملیاتی همزمان و هماهنگ، ۱۷ نفر از عناصر شبکه نفوذ در سیستم بانکی و ارزی کشور را دستگیر کردند. این شبکه به بهانه انجام واردات کالا، با اسناد غیرواقعی و جعلی به ثبت سفارش واردات کالا اقدام میکردند و بدون آنکه قصد واردات کالا داشته باشند، ارزهای دولتی را به مقصد دلخواه خود حواله میکردند و پس از آن، ارزها را به قیمت آزاد فروخته و از مابهالتفاوت حاصله سودجویی میکردند. در نتیجه اقدامات اداره کل اطلاعات سیستان و بلوچستان و همکاری ویژه دستگاه قضایی و دادستان این استان ۸۷ شرکت صوری شناسایی و تعداد زیادی اسناد و مهرهای جعلی مربوط به شرکتهای داخلی و خارجی نیز کشف و از خروج ۳۰۰ میلیون یورو ارز دولتی، جلوگیری شد. وزارت اطلاعات به عموم مردم شریف ایران که به هر نحو در شرکتهای صوری تحت عنوان مدیرعامل یا سایر عناوین، از سوی دیگران مورد سوءاستفاده قرار گرفته و به نام آنها ثبت سفارش انجام شده و تعهدات ارزی ایجاد شدهاست توصیه میکند موارد را از طریق تلفن ۱۱۳ به ادارات کل اطلاعات استان خود اطلاع دهند تا با اقدام بهموقع از گسترش آثار سوء اقدامات مجرمانه جلوگیری شود»( روزنامه اطلاعات، 5 دی 1397).
در خبر دیگری وزارت اطلاعات روز 20 بهمن 1397 اعلام کرد: «سربازان گمنام امام زمان در اداره کل اطلاعات مازندران، ۵ نفر از عوامل اصلی باند فساد ارزی را دستگیر کردند و تحویل مرجع قضایی دادند. تأسیس شرکتهای کاغذی و صوری و تطمیع مسئولان برخی شعب بانکها از جمله شگردهای این شبکه سازمانیافته برای دریافت ارز دولتی به بهانه واردات کالا بوده که با اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی، تاکنون کالایی به کشور وارد نشده و ارز حاصله در بازارهای آزاد از طریق چند صرافی به فروش رسیده است. میزان حوالجات ارزی اخذشده این باند فساد ۷۲ میلیون دلار بوده که از برخی بانکها در استانهای مازندران، تهران، بوشهر، سیستان و بلوچستان، بندرعباس، تبریز و قزوین بدون وثیقه و تضمین دریافت شده است…» ( روزنامه اطلاعات، 30 بهمن 1397).
این خبرهای تکاندهنده پایانی ندارند و هر از چندگاهی دستگاههای دولتی خبر تازهای از شِگِردهای دریافتکنندگان ارزهای دولتی 4200 تومانی و تخلّف از تعهّدات این اشخاص و باندها در رسانهها منتشر میکنند. سرانجام رئیس کل بانک مرکزی در نامهای به رئیسجمهور، فهرستی از دریافتکنندگان اینگونه ارزهای دولتی را که از انجام تعهّدات خود تخلّف کردهاند تنظیم و در اختیار وی نهاد. در بخشی از این نامه آمده است: «حال علیرغم تمام تلاشهای به عمل آمده و تخصیص و تأمین ارز برای واردکنندگانِ مورد تأیید دارای ثبت سفارش، دستگاههای یاد شده متأسفانه حسب اطلاعات سامانه رفع تعهد ارزی این بانک، به نظر میرسد بخش قابل توجهی از تعهدات ارزی مربوط به ورود کالا به کشور، علیرغم تأمین ارز و انقضای مهلت قانونی بهصورت رفع تعهد نشده بوده و اسناد و مدارک سالیانه مبتنی بر ورود و ترخیص قطعی کالاهای مورداشاره در سامانه به ثبت نرسیده است…».
رئیسجمهور نیز پیرو دریافت اسامی متخلّفان ارزی از سوی رئیسکل بانک مرکزی به جای آنکه دستور توقف تخصیص ارزهای دولتی به بهای غیرقانونی و غیرمعقول 4200 تومان را صادر کند، روز 7 مرداد 1398 به چهار وزیر کابینه دستور داد تا فوراً علت تخلّفات ارزی در دستگاهها و شرکتهای دولتی زیر مجموعة خود را بررسی و اعلام کنند (روزنامه اطلاعات، 7 مرداد 1398). سرانجام روز 8 مرداد اتاق بازرگانی ایران در بیانیهای رسمی از دولت خواست تخصیص ارز 4200 تومانی را متوقف کند. به گزارش ایسنا: «اتاق بازرگانی ایران در بیانیه خود ابتدا با اشاره به مضرات دلار ۴۲۰۰ تومانی برای اقتصاد ایران از دیدگاه این نهاد، نوشت: تخصیص منابع قابل توجه ارز ترجیحی در سال گذشته، در تحقق هدف حفظ قدرت خرید خانوارها در برابر تورمهای فزاینده موفق عمل نکردهاست. شاهد این امر تفاوت نهچندان محسوس تورم کالاهای اساسی و غیراساسی در سال ۹۷ است. همچنين تفاوت معنادار نرخ ارز ترجیحی با نرخهای نیمایی و آزاد به گسترش رانت و فساد در جامعه و کاهش اعتماد عمومی به توان سیاستگذاری دولت منجر شده است. افزایش محسوس واردات برخی کالاهای اساسی در سال ۹۷ نسبت به سنوات گذشته و تفاوت در قیمت توزیع دولتی و آزاد اقلام مصرفی اساسی، انعکاسی از فساد شکلگرفته در اثر سیاستگذاری نامطلوب ارزی است. اجرای سیاست تخصیص ارز یارانهای در مواردی تضعیف تولید داخلی را هم در پی داشته است و شرایط رقابتی نابرابر تولیدکنندگان کالاهای مشابه اقلام اساسی وارداتی از دلایل این امر به شمار میرود…» (روزنامه اطلاعات، 8 مرداد 1398).
5- ریشههای کاهش ارزش پول ملّی
در چهار دهة گذشته دولتهایی که قدرت را به دست گرفتهاند و مجلسهایی که با آنان همسویی داشتهاند با تخلّف از اصول قانون اساسی و قوانین بنیادی کشور، تصمیمسازیهایی کردهاند که به افزایش بیرویه نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی انجامیده است. این اقدامات در زمینههای گوناگون از جمله در موارد زیر انجام شدهاند:
الف- آشفته ساختن سیستم بانکی
هر چند قانون پولی و بانکی ایران در سال 1351 با کوششهای دکتر عبدالعلی جهانشاهی استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران و رئیس وقت بانک مرکزی ایران در مجلس شورای ملی و سنا به تصویب رسید و نظام بانکی ایران را به سطح استانداردهای جهانی رسانید ولی پس از آن یک رشته قانونگذاریهایی شده که نظام بانکی کشور را آشفته کردهاند. در سال 1362 مُشتی مواد آشفته از سوی دولت وقت گردآوری و زیر نام «قانون عملیات بانکی بدون ربا» به مجلس تقدیم شد که ناسازگاری آشکار با موازین جهانی بانکداری، حقوق مدنی ایران و حتی موازین فقهی داشت. هر چند این مقررات بیارزش به رغم اعتراضات اصولی نمایندگان مجلس تصویب شد ولی چنان فاجعهآمیز بود که در عمل از اجرای آن خودداری کردند. با این حال این قانون به گونۀ ظاهرسازی و صوری اجرا شد و بانکها را در تار و پود یک رشته روشهای «کلاه شرعی» گرفتار کرد و آسیب بزرگی به نظام بانکی کشورها وارد ساخت. مقررات ضد بانکی دیگری نیز بهتدریج در مجلس به تصویب رسیده و یا در لابهلای قوانین دیگر وارد شدهاند که زیانهای دیگری به نظام بانکی کشور وارد ساختهاند.[5]
ب– مؤسسات اعتباری
اجازه فعالیت به «مؤسسات اعتباری» که به گونۀ گسترده وارد قلمرو وظایف بانکها شدهاند، آسیبهای جبرانناپذیر دیگری را به اعتبار پول ملی کشور وارد ساختهاند. این مؤسسات کمترین جایگاهی در قانون پولی و بانکی مصوب سال 1351 نداشته و در هیچ کشوری به اینگونه مؤسسات که امکان نظارت بر آنها وجود ندارد، فرصت گردآوری سپردههای مردم را ندادهاند.
پ- تجاوز به مقررات شهرسازی
همچنین از هنگامی که پدیدة شوم و مجرمانه تراکمفروشی و تغییر کاربریها و تجاوز به حقوق مالکانه مردم و مقررات شهرسازی در شهرداری تهران آغاز شد و به دیگر شهرهای کشور گسترش یافت به رغم ممنوعیت مذکور در ماده 34 قانون پولی و بانکی کشور، بسیاری از بانکها سرمایههای خود را در ساخت و سازها و برجسازیها بکار بردهاند و بخشهای بزرگ دیگری از سرمایههای بانکها با پرداخت وامهای کلان به پای این ساخت و سازهای ویرانگر محیط زیست و تجاوز به حقوق مالکانه ساکنان شهرها ریخته شدهاند. دولتها و مجلسها نیز به جای برخورد با این تخلفات آشکار، راه بیتفاوتی را در پیش گرفتند و سرمایههای بزرگ کشور که باید در راستای تولید، صنعت و کشاورزی بکار گرفته میشدند به سوی این برجسازیهای ویرانگر رفتهاند.[6]
ت– بودجههای سالانه و برنامههای پنجساله
تصویب قوانین بودجههای سالانه و برنامههای موسوم به پنجساله توسعه نیز با تخلف از الزامات قانون برنامه بودجه مصوب سال 1351 در جای خود زمینهساز آسیب زدن به اعتبار پول ملی بودهاند. برای نمونه قانون بودجة سال 1397 که در سال گذشته به مجلس تقدیم شد، دارای کسر بودجة سنگین بود و این کسر بودجه با استقراضهای پنهان در این قانون در مجلس تصویب شد. در 24 بهمن 1396 در مقالهای دربارة تخلّفات لایحة دولت از قانون اساسی و انتقاد از ادامه نظام دولتسالاری در کشور و ریخت و پاش سرمایههای ملی به نام هدفمند کردن یارانهها و پرداخت وجوه غیرقانونی به نام موهوم «سودهای سهام عدالت» اعلام کردم: «لایحة بودجه سال 1397 باید به دولت بازگردانده شود» که این مقاله در سایتها بازتاب یافت. بهویژه در بخش پایانی آن تأکید کردم: «تجربة چند دهة گذشته در تدوین لوایح بودجه نشان میدهند که اینگونه بودجههای فساد برانگیز با وجود همۀ هشدارها و با کسر بودجههای سنگین و استقراضهای بیحساب و کتاب در مجلسهایی که به سوگند احترام به قانون اساسی پایبند نیستند، به تصویب میرسند. پیامد اینگونه قانونگذاریها نیز چیزی جز افزایش تورم، کاهش اعتبار پول ملی، کاهش قدرت خرید مردم و دامن زدن به گرانیها و در نهایت گرفتار شدن ملت ایران در بحرانهای اقتصادی و اجتماعی نخواهد بود؛ و سرانجام تأکید میکنم که این تخلفات روشن از قانون اساسی، تنها با پردهپوشی و سانسور در صدا و سیما امکانپذیر هستند و بس».
و سرانجام با آشکار شدن آثار کاهش شدید ارزش پول ملی در ماههای آغازین سال 1397 و فروش ارزهای دولتی به کمتر از نیمی از بهای آنها و با تخلف از قوانین لازمالاجرای کشور، مجلس شورای اسلامی کمترین بهرهای از اختیارات نظارتی خود نگرفته و همچنان در لاک بیعملی باقی ماندهاست. ولی در این مجلس با برخورد با معلولها و پیامدها و نطقهای پیش از دستورِ بیثمر، تظاهر به انجام وظایف نمایندگی میکنند.
هر چند برخوردهای قانونی با کسانی که به ناروا این سرمایههای گرانبها را به چنگ آورده و آن چنانکه مقامات قوه قضاییه گفتهاند پارهای از آنان حتی کالایی وارد نکردهاند، یک ضرورت است ولی واقعیت این است که با برخوردها و پیگردهای قضایی نمیتوان مشکلات بزرگ مالی و اقتصادی کشور و بحرانهای گرانی و کمبود اقلام کالاها را چارهجویی کرد. ریشه همه این گرفتاریها و بحران اقتصادی و اجتماعی در کشور ما این است که اصول گوناگون قانون اساسی که تأکید بر برگزاری انتخابات آزاد کردهاند، بلا اجرا باقی ماندهاند و مجلسهایی که با قانون انتخابات سال 1290 خورشیدی و با دستکاریهای زیانباری که در سال 1362 در آن انجام شدهاست، تشکیل میشوند، توان قانونگذاریهای سودمند و نظارت مؤثّر بر دولتها، بانک و شهرداریها را ندارند. رؤسای جمهور و مجلسهایی نیز که سوگند به اجرای قانون اساسی یاد کردهاند، ارادهای برای اجرای مهمترین وظیفة خود که اصلاح قانون انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه و راه یافتن نمایندگان حقیقی مردم به مجلسها و شوراهای شهری است، نداشتهاند. در این اوضاع و احوال، فشارهای روانی و اقتصادی به طبقات متوسط و ضعیف جامعه ادامه خواهد یافت و تعطیلی بسیاری از مؤسسات تولیدی را به دلیل گران شدن دائمی مواد اولیه و اقلام وارداتی و دستمزدها روز به روز شاهد خواهیم بود و حفظ ارزش پول ملی کشور دور از دسترس مردم خواهد ماند.
[1] – استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، وکیل پایه یک دادگستری
[2]– . Boris Starck, Droit civil, introduction, 1972, P. 124,128, Librairies Techniques
[3]. Henri Mazeaud, Michel de juglart, T.2. Principaux contrats, no 897, 1968
[4]. Boris Starck, ibid, no 316
1- در نقد حقوقی قانون عملیات بانکی بدون ربا، سخنرانیهایی در مؤسسه عالی بانکداری ایران داشتهام که در شمارههای زیر به چاپ رسیدهاند:
– نقد مقررات بهره و سپردهگذاری در این قانون، هشتمین سمینار بانکداری اسلامی، 10 و 11 شهریور 1376.
– نقد مقررات وام در این قانون، نهمین سمینار بانکداری اسلامی، 10 و 11 شهریور 1377.
2- در این زمینه نگاه کنید به مقالهای از نویسنده در مجلة کانون وکلای دادگستری مرکز، زیر عنوان: «منحرف شدن بانکها از انجام وظایف قانونی»، شماره 222، پاییز 1392.
یاوکیل معرفی بهترین وکلا و مشاورین حقوقی در اصفهان- اموزش نکات حقوقی 
